كردر زمين پشته پشته و دره و كوه باشد . عنصرى گفت): بيت در شام گرد لشكرش ار بنگرى همى بينى علم علم تو بهر دشت كردرى (و حكيم ناصر خسرو گفت:[بيت] شمال اندرو گر بجنبد نداند نشيب از فرازى و از كوه كردر) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص113) 
- [بفتح كاف و دال مهمله و سكون راى مهمله] زمين پشته و دره و كوه باشد. مثالش حكيم عنصرى فرمايد: بيت در شام گرد لشكرش ار بنگرى همى بينى علم علم تو بهر دشت و كردرى و شيخ مطهر نيز گويد : [بيت] ز بانك طبل و دم ناى و نالۀ برقو همى دريده دل كوه و سينۀ كردر 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1044) 
بوزن سرور بفتح اوّل و ثالث بمعنى بيابانست كرپشته را نيز كويند زيرا كر بكاف عجمى معنى كوه و پشته است چنانكه كيومرز را كه در كوه منزل كرفته بود كرشاه مىناميدند و كلشاه تبديل آنست و در مخفّف دره است عثمان مختارى در صفت شتر خود و بمعنى بيابان كفته ز جاى جستن او ديدم و نديدم بيش كه كوه كوهان كه مىبريد يا كردر ناصر خسرو علوى كفته هوا چون ضمير ستمكاره تيره ستاره چو رخسار مؤمن بمحشر شمال اندر او كر بجنبد نداند فراز از نشيبى و از كوه كردر و از اين بيت فرخى قصبه و شهر استنباط مىشود درازتر سفر او بدان رهى بوده است كه ده زده نكسسته است و كرد از كردر 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص628) 
[اسم][فارسی]زمين پشته يشته. و زمين سخت.و زمين هموار.و دره.و درۀ كوه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2781) 
(اسم) درۀ كوه. زمين كوه و دره. دره. ¦¦زمين پشتهپشته. ¦¦زمين هموار. ¦¦ده. قصبه. ¦¦زمين سخت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2261) 
دشت را گويند.خاقانى گفته است در صفت آفتاب و زر: زاهد آسا سجدۀ زربفت#بر سر كوه و كردر اندازد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص31) 